بینش

شایداین جمعه بیاید شاید

بزرگ مرد تاريخ

پيوند ها
 
 
لوگوي دوستان
گنجينه احاديث

جستجو گر گوگل


موضوع:


   نوشته شده در شنبه 1391/04/31  توسط مصطفی کریمی 



1- اگر انسان خدا را فراموش کند خدا هم نفس او را از یادش می برد.(حشر،19)

2- انسان نیکوکار کسی است که در خیر و تقوا به دیگران کمک می کند.( مائده،2)

3- اگر انسان خویش را بی نیاز بیند طغیان می کند.(علق،6و7)

4- انسان نیکوکار کسی است که اگر عهدی ببندد، به هنگام، به عهد خود وفا کند.(بقره177)

5- انسان مؤمن کسی است که چون ذکری از خدا شود، دلش به تپش افتد و لرزان شود.(انفال2)

6- اگر انسان کار نیکو کند خداوند او را ده برابر آن پاداش خواهد داد.(انعام160)

7- انسان موجودی است که خداوند فرشتگان را به سجده ی او مأمور کرده است.(اعراف11)

8- اگر انسان در راه خدا تلاش کند به یقین خداوند او را به راه خویش هدایت می کند.(عنکبوت69)

9- اگر انسان خدا را یاری کند خدا هم او را یاری می کند وثابت قدم می گرداند.(محمد7)

10- اگر انسان ایمان آورد وتقوا پیشه کند خدا به او بصیرت و قدرت شناخت می بخشد.(انفال29)

11- اگر انسان غیرازاسلام دینی اختیار کند هرگز از وی پذیرفته نیست.(آل عمران85)

12- هرکار نیک و بدی که انسان انجام بدهد برای خود کرده است.(بقره153)

13- اگر انسان صبر و استقامت پیشه کند و به ذکر خدا و نماز توسل جوید خدا اورا یاری می کند.(بقره153)

14- اگر انسان خدا را یاد کند خدا هم او را یاد می کند.(بقره152)

15- اگر انسان از یاد خدا اعراض کند در دنیا زندگی تنگ و پرفشاری خواهد داشت.(طه124)

16- انسان های غافل مانند حیوانات چهارپا هستند بلکه از آن ها هم گمراه ترند.(اعراف179)

17- برای انسان زندگانی دنیا متاعی ناچیز و اندک است.(نساء77)

18- انسان نباید از چیزی که علم و آگاهی ندارد پیروی کند(اسراء36)

19- انسان انتخاب گر است، هرکس خواست ایمان می آوردو هرکس خواست کافر می شود.(کهف29)

20- همه انسان ها بدانند که تنها یاد خدا و ذکر خدا آ رام بخش دل هاست.(رعد28)

21- هرانسانی شربت مرگ را خواهد چشید.(آل عمران185)

22- انسان را از خاک آفریده است.(انعام2)

23- همه انسان ها را از یک نفس واحد آفریده است.(اعراف189)

24- انسان را خلیفه و جانشین خود در روی زمین قرار داده است.(یونس14)

25- از روح خود برانسان دمیده است.(ص71)

26- آنچه در آسمان ها و زمین است در تسخیر انسان قرار داده است.(جاثیه13)

27- انسان را بر بسیاری از مخلوقات خود برتری بخشیده و گرامی داشته است.(اسراء70)

28- همه موجودات زمین را برای انسان خلق کرده است.(بقره29)

29- از نهان و آشکار انسان باخبر است.(انعام 3)

30- انسان را با ابتلا به خیر و شر مورد آزمایش قرار می دهد.(انبیاء35)

31- مراقب اعمال انسان است.(نساء1)

32- جن و انس را نیافریده است مگر برای عبادت کردن خدا.(ذاریات56)

33- از انسان بیش از وسع و توان او انتظار ندارد و تکلیف نمی کند.(اعراف42)

34- در جای جای قرآن انسان را به اندیشیدن و تعقل کردن دعوت کرده است.(اعراف169)

35- اجر انسان های درستکار را ضایع نخواهد کرد.(اعراف170)

36- انسان خودپسند و متکبر را دوست ندارد.(نساء36)

37- انسان را در مقام احسن تقویم و نیکوترین مراتب صورت وجود آفریده است.(تین4)

38- نفس هر انسانی مدیون اعمالی است که انجام داده ست.(مدثّر38)

39- آنچه نزد انسان است نابود می شود و آنچه نزد خداست باقی می ماند.(نحل96)

40- انسان موجودی ستمگر و بسیار نادان است.(احزاب72)

41- انسان نسبت به پروردگارش ناسپاس است.(عادیات6)

42- انسان موجودی ناسپاس و کافرکیش است.(حج66)

43- انسان موجودی ممسک و تنگ نظر است.(اسراء100)

44- انسان موجودی عجول و شتابگر است.(اسراء11)

45- انسان موجودی است که با سخن حق به جدال و خصومت برمی خیزد.(کهف54)

46- انسان به شدت به خیر علاقمند است.(عادیات8)

47- انسان حریص و ناشکیبا آفریده شده است.(معارج19)

48- انسان ضعیف آفریده شده است.(نساء28)

49- اگر شر و زیانی به انسان رسد جَزَع و بی قراری می کند.(معارج20)

50- اگر خیر و سودی عاید انسان شود تنگ نظری و بُخل می ورزد.(معارج21)

خدایا چنان کن سرانجام کار تو خشنود باشی و ما رستگار «آمین»


   نوشته شده در یکشنبه 1393/04/15  توسط مصطفی کریمی 



موضوع:

پسرک پدربزرگش را تماشا کرد که نامه ای می نوشت .
بالاخره پرسید :
- ماجرای کارهای خودمان را می نویسید ؟ درباره ی من می نویسید ؟
پدربزرگش از نوشتن دست کشید و لبخند زنان به نوه اش گفت :
- درسته درباره ی تو می نویسم اما مهم تر از نوشته هایم مدادی است که با آن می نویسم .
می خواهم وقتی بزرگ شدی مانند این مداد شوی .
پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چیز خاصی در آن ندید .
- اما این هم مثل بقیه مدادهایی است که دیده ام .
- بستگی داره چطور به آن نگاه کنی . در این مداد ۵ خاصیت است که اگر به دستشان بیاوری ، تا آخر عمرت با آرامش زندگی می کنی .
صفت اول :
می توانی کارهای بزرگ کنی اما نباید هرگز فراموش کنی که دستی وجود دارد که حرکت تو را هدایت می کند .
اسم این دست خداست .
او همیشه باید تو را در مسیر ارده اش حرکت دهد .
صفت دوم :
گاهی باید از آنچه می نویسی دست بکشی و از مداد تراش استفاده کنی . این باعث می شود مداد کمی رنج بکشد اما آخر کار ، نوکش تیزتر می شود .
پس بدان که باید رنج هایی را تحمل کنی چرا که این رنج باعث می شود انسان بهتری شوی .
صفت سوم :
مداد همیشه اجازه می دهد برای پاک کردن یک اشتباه از پاک کن استفاده کنیم .
بدان که تصیح یک کار خطا ، کار بدی نیست . در واقع برای اینکه خودت را در مسیر درست نگهداری مهم است.
صفت چهارم :
چوب یا شکل خارجی مداد مهم نیست ، زغالی اهمیت دارد که داخل چوب است .
پس همیشه مراقبت درونت باش چه خبر است .
صفت پنجم :
همیشه اثری از خود به جا می گذارد .
بدان هر کار در زندگی ات می کنی ردی به جا می گذارد و سعی کن نسبت به هر کاری می کنی هوشیار باشی و بدانی چه می کنی .


   نوشته شده در یکشنبه 1393/03/25  توسط مصطفی کریمی 



آيين چراغ برات در ماه هاي مبارک رمضان و شعبان يک سنت پسنديده و سفارش بزرگان دين است و در کنار زيارت اهل قبور به دليل اين که مدت۳ روز اقوام و خويشان براي اجراي اين مراسم در کنار هم هستند نوعي صله رحم هم به شمار مي آيد.

ايرانيان از ديرباز براي رفتگان و درگذشتگان خود احترام خاصي قايل بودند و سعي مي کردند که به نوعي روح آنان را از خود راضي نگه دارند براساس همين سنت مراسم گوناگوني براي تجليل از مردگان و شادي روح آن ها و طلب آمرزش در جاي جاي ايران زمين مرسوم است که در استان خراسان رضوي به اين رسم «چراغ برات» مي گويند.

اين آيين همچون بسياري از رسوم ديگر ايراني آن گونه که بايد مورد نقد و بررسي قرار نگرفته است و اسناد و مدارکي وجود دارد که اين رسم، از رسوم دين زرتشت بوده که با مرور زمان، در فرهنگ ديني و اسلامي نيز تاييد شده و همچنان اين سنت حسنه ادامه يافته است. مراسم چراغ برات در ميان مردم خراسان رضوی از شور و حال خاصي برخوردار است. 

از بعدازظهر روز ۱۲ شعبان به مدت ۳ روز مردم با حضور بر مزار درگذشتگان تا غروب آفتاب در آن مکان مي مانند و انواع خوراکي ها از قبيل خرما، شيريني، شربت يا ميوه در تابستان و در فصل زمستان با چاي، نان هاي محلي، آش رشته، گردو، برگه زردآلو، توت خشک و ... را بر سر مزار درگذشتگان مي چينند و از افرادي که براي قرائت فاتحه بر سر مزار حضور پيدا مي کنند، پذيرايي مي شود.

مردم اين منطقه بر اين باورند که در اين ۳ شبانه روز که با ميلاد با سعادت امام عصر(عج) مصادف مي شود، مردگان آزاد هستند و زندگان با گراميداشت ياد آن ها نه تنها با اين عمل خير، برات آزادي درگذشتگانشان را از آتش جهنم از خداوند طلب مي کنند بلکه آزادي خود از آتش جهنم و آمرزش را نيز از امام دوازدهم، حضرت مهدي(عج) خواستار مي شوند.

از سنت هاي ديگر مردم در اين روزها، اين که حتما براي درگذشتگاني که اولين سال فوت آن ها سپري شده ضمن اين که ۳ روز «چراغ برات» را بر مزار درگذشته خود حاضر مي شوند شب ها هم با دعوت از قرآن خوانان در منزل و احتمالا دعوت به شام براي «تازه درگذشته» طلب آمرزش مي کنند...


   نوشته شده در سه شنبه 1393/03/20  توسط مصطفی کریمی 




روزی روزگاری پسرک فقیری زندگی می کرد که برای گذران زندگی و تامین مخارج تحصیلش دستفروشی می کرد.از این خانه به آن خانه می رفت تا شاید بتواند پولی بدست آورد.روزی متوجه شد که تنها یک سکه 10 سنتی برایش باقیمانده است و این درحالی بود که شدیداً احساس گرسنگی می کرد.تصمیم گرفت از خانه ای مقداری غذا تقاضا کند. بطور اتفاقی درب خانه ای را زد.دختر جوانی در را باز کرد.پسرک با دیدن چهره  دختر دستپاچه شد و بجای غذا ، فقط یک لیوان آب درخواست کرد. 
دختر که متوجه گرسنگی شدید پسرک شده بود بجای آب برایش یک لیوان بزرگ شیر آورد.پسر با تمانینه و آهستگی شیر را سر کشید و گفت : «چقدر باید به شما بپردازم؟ » .دختر پاسخ داد: « چیزی نباید بپردازی.مادر به ما آموخته که  برای  خشنودی خدا نیکی  کنیم .» پسرک گفت: « پس من از صمیم قلب از شما سپاسگذاری می کنم» 
سالها بعد دختر جوان به شدت بیمار شد.پزشکان محلی از درمان بیماری او اظهار عجز نمودند و او را برای ادامه معالجات به شهر فرستادند تا در بیمارستانی مجهز ، متخصصین نسبت به درمان او اقدام کنند. 
دکتر هوارد کلی ، جهت بررسی وضعیت بیمار و ارائه مشاوره فراخوانده شد.هنگامیکه متوجه شد بیمارش از چه شهری به آنجا آمده برق عجیبی در چشمانش درخشید.بلافاصله بلند شد و بسرعت بطرف اطاق بیمار حرکت کرد.لباس پزشکی اش را بر تن کرد و برای دیدن مریضش وارد اطاق شد.در اولین نگاه اورا شناخت. 
سپس به اطاق مشاوره باز گشت تا هر چه زود تر برای نجات جان بیمارش اقدام کند.از آن روز به بعد زن را مورد توجهات خاص خود قرار داد و سر انجام پس از یک تلاش طولانی علیه بیماری ، پیروزی ازآن دکتر کلی گردید. 
آخرین روز بستری شدن زن در بیمارستان بود.به درخواست دکتر هزینه درمان زن جهت تائید نزد او برده شد.گوشه صورتحساب چیزی نوشت.آنرا درون پاکتی گذاشت و برای زن ارسال نمود. 
زن از باز کردن پاکت و دیدن مبلغ صورتحساب واهمه داشت.مطمئن بود که باید تمام عمر را بدهکار باشد.سرانجام تصمیم گرفت و پاکت را باز کرد.چیزی توجه اش را جلب کرد.چند کلمه ای روی قبض نوشته شده بود.آهسته انرا خواند: 
«بهای این صورتحساب قبلاً با یک لیوان شیر پرداخت شده است»


   نوشته شده در دوشنبه 1393/03/19  توسط مصطفی کریمی 



علی قلم‌چی هنرمند عکاس کشورمان که عکس‌های فراوانی را از امام خمینی (ره) به ثبت رسانده، در گفتگو با خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران گفت: در طول سال‌های مختلف عکس‌های فراوانی را از حضرت امام خمینی (ره) گرفته‌ام، این عکس‌ها گاهی اوقات در سخنرانی‌ها و گاهی به صورت پرتره گرفته شده است.

وی تصریح کرد: یکی از بهترین دوران زندگی‌ام در سال 62 عکسی متفاوت از حضرت امام خمینی (ره) بود.وی اظهار داشت: امام خمینی (ره) صیغه عقد خیلی‌ها را قرائت کرده‌اند اما تا حالا از مراسم عقدی که حضرت امام خمینی (ره) خطبه عقد را خوانده عکسی منتشر نشده است.

 وی گفت: در سال 62 حضرت امام خمینی (ره) عقد ما را خواندند و من تنها کسی هستم که از مراسم عقد خودمان عکسی گرفتم و تا کنون این عکس را در اختیار هیچ رسانه‌ای قرار نداده‌ام.


   نوشته شده در پنجشنبه 1393/03/15  توسط مصطفی کریمی 



پیرمردی صبح زود از خانه اش خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید. عابرانی که رد می شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند.
پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند. سپس به او گفتند: باید ازت عکسبرداری بشه تا جائی از بدنت آسیب و شکستگی ندیده باشه.
پیرمرد غمگین شد، گفت: عجله دارم و نیازی به عکسبرداری نیست.
پرستاران از او دلیل عجله اش را پرسیدند.
"زنم در خانه سالمندان است. هر صبح آنجا می روم و صبحانه را با او می خورم. نمی خواهم دیر شود!"
پرستاری به او گفت: خودمان به او خبر می دهیم.
پیرمرد با اندوه گفت: خیلی متأسفم. او آلزایمر دارد. چیزی را متوجه نخواهد شد! حتی مرا هم نمی شناسد!
پرستار با حیرت گفت: وقتی که نمی داند شما چه کسی هستید، چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او می روید؟
پیرمرد با صدایی گرفته ، به آرامی گفت: اما من که می دانم او چه کسی است...!


   نوشته شده در دوشنبه 1393/03/12  توسط مصطفی کریمی 



1- بدترین رفیق کسی است که تو را به معصیت خدا تشویق کند

2- کسی را که چشم امید به تو دوخته است نا امید مکن

3- اگر می خواهید نام شما به نیکویی یاد شود نام دیگران را به بدی نبرید

4- پاکدامنی و افتخار ، همیشه بر ثروت دنیا مقدم است

5- از قرض بپرهیزید چون قرض تو را دروغگو و پیمان شکن می سازد

6- کسی که گفتارش فراوان است ملامت زده است

7- سه چیز جان را می کاهد تنگدستی – ترس – اندوه

8- هر کسی کم عقل باشد بازی و شوخی او زیاد می شود

9- امانت را بپردازید گر چه به کشنده فرزندان پیغمبران باشد

10 – جوانمرد وعده اش نقد و فوری است

11- با نچشیدن دارائی هایتان آبرویتان را نگه دارید

12- تا چیزی را نشناسی به آن بی رغبت مباش

13- هیچگاه قوی را علیه ضعیف یاری مکن

14- کسی را که دنیا بلندش کرده است بر زمین مزن

15 – با ناکس سخن بد مگو که بر تو جرأت پیدا می کند .


   نوشته شده در جمعه 1393/03/09  توسط مصطفی کریمی 




   نوشته شده در یکشنبه 1393/03/04  توسط مصطفی کریمی 



شخصی به یکی از خلفای دوران خود مراجعه و درخواست کرد، تا در بارگاه او به کاری گمارده شود.

خلیفه از او پرسید: قرآن می‌دانی؟

او گفت: نمی‌دانم و نیاموخته‌ام.

خلیفه گفت: از به کار گماردن کسی که قرآن خواندن نیاموخته است، معذوریم.

مرد بازگشت و به امید دست یافتن به مقام مورد علاقه‌ی خود، به آموختن قرآن پرداخت.

مدتی گذشت، تا این که از برکت خواندن و فهم قرآن به مقامی رسید که دیگر در دل نه آرزوی مقام و منصب داشت و نه تقاضای ملاقات و دیدار با خلیفه.

پس از چندی،خلیفه او را دید و پرسید:

«چه شد که دیگر سراغی از ما نمی‌گیری؟»

آن آزادمرد پاسخ داد:

«چون قرآن یاد گرفتم، چنان توانگر شدم که از خلق و از عمل بی‌نیاز گشتم».

خلیفه پرسید:

«کدام آیه تو را این گونه بی‌نیاز کرد؟»

مرد پاسخ داد:

«مَن یَتّقِ اللّه یَجعَل لَهُ مَخرَجاً وَ یَرزُقهُ مِن حَیثُ لایَحتَسِب ؛ هر کس از خدا پروا بدارد و حدود الهی را رعایت نماید، خدا برای بیرون شدن او از تنگناها، راهی پدید می‌آورد و از جایی که تصور نمی‌کند، به او روزی می‌رساند و نیازهای زندگی‌اش را برطرف می‌سازد». (سوره‌ طلاق، آیات 2 و 3)


   نوشته شده در سه شنبه 1393/02/30  توسط مصطفی کریمی 



آخرين مطالب



مقام معظم رهبري

درباره ما ...
 
 
 
 
نويسندگان