بینش

شایداین جمعه بیاید شاید

بزرگ مرد تاريخ

پيوند ها
 
 
لوگوي دوستان
گنجينه احاديث

جستجو گر گوگل
خوش آمدیددوستان ارادتمندشماکریمی


موضوع:


   نوشته شده در شنبه ۱۳۹۱/۰۴/۳۱  توسط مصطفی کریمی 



کتاب خاطرات سردارشهیدبابانظر


   نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۴/۱۱/۱۸  توسط مصطفی کریمی 




   نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۴/۰۹/۱۸  توسط مصطفی کریمی 




   نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۴/۰۹/۱۱  توسط مصطفی کریمی 




   نوشته شده در شنبه ۱۳۹۴/۰۸/۰۲  توسط مصطفی کریمی 



 

روز ۲۶ مرداد ۱۳۶۹ ، میهن اسلامی شاهد حضور عزیزانی بود که پس از سال ‌ها اسارت در زندان ‌های مخوف رژیم بعثی صدام، قدم به خاک پاک میهن اسلامی خود می‌ گذاشتند.
امروز یکی از خاطره‌ انگیز‌ترین روزهای تاریخ انقلاب اسلامی است که شاهد حضور و آزادی مردانی بود که در راه عهد و پیمانی که با خدا بسته بودند، مجاهدت و استقامت ورزیدند و آن ها توانستند در سال‌ های زجر و شکنجه، با وجود در بیماری جسمی، روح و روان خود را حفظ و تقوا و مردانگی خود را مضاعف کنند تا در بازگشت به ایران اسلامی در صحنه ‌های مختلف اجتماعی، سرمشق و نمونه‌ ای برای صلابت و استقامت مردان و زنان ایران اسلامی باشند.
فرزندان میهن به عشق دیدار پیر جماران، روزهاى سخت هجران را به امید وصال سپرى و هر دم به این امید، روزها را لحظه‏ شمارى می کردند.
 
آزادگان، با ایمان راسخ خود در برابر همه فشارهاى جسمى و روحى دشمنان ایستادند و روابط اجتماعى جامعه کوچک اردوگاهى خود را بر پایه اخلاق حسنه بنا نهادند و از شکنجه‏ هاى مزدوران بعث هراسى به خود راه ندادند.
 
آزادگان، صبورتر از سنگ صبور و راضی ترین کسان به قضاى الهى بودند. اینان سینه‏ هایى فراخ‏ تر از اقیانوس داشتند که از همه‏ جا و همه‏ کس بریده و به خدا پیوسته بودند، آزاده نامیده شدند چون از قید نفس و نفسیات رهایى یافته بودند.
 
در پی بازگشت آزادگان به ایران دستور تشکیل ستاد رسیدگی به امور آزادگان صادر شد. ستاد رسیدگی به امور آزادگان در ۲۲ مرداد ۱۳۶۹، براساس قانون حمایت از آزادگان مصوب ۲۳ آذرماه ۱۳۶۸ مجلس تشکیل شد و در نخستین گام با تبادل انبوه اسرا مواجه شد و براساس‌‌ همان قانون و با مساعدت و همراهی دیگر دستگاه‌ها مسئولیت این کار عظیم را به دوش گرفت و تبادل بیش از ۴۰ هزار آزاده و به همین تعداد اسیر عراقی را انجام داد. 
 
این ستاد بیش از ۲۷۰ واحد ستادی در سراسر کشور تشکیل داد و ارائه خدمات به آزادگان را در زمینه‌های گوناگون آغاز کرد.
 
عرصه پر برکت دفاع مقدس، صحنه حضور مردان و زنان با ایمانى بود که با پیروى از تعالیم عالیه اسلام و تحت رهبرى حکیمانه حضرت امام خمینى(ره) توانستند حماسه ه‏اى به‏ یادماندنى و جاودان از خود به یادگار بگذارند. اینان اگرچه در بازگشت از اسارت، مقتدا و امام خویش را ندیدند، اما با نایب بر حق وى میعادى همیشگى بستند و بر عهد خویش با خون شهیدان پایبند ماندند. 
 
آزادگان دلاور و سرافراز با الهام از مکتب انسان‏ ساز اسلام و سیره ائمه اطهار و با درس ‏گرفتن از زندگى انقلابى و حماسه‏ ساز حضرت زینب(س) که اسوه صبر و پایدارى بود، توانستند دوران دشوار اسارت را پشت سر نهند و شکوه مقاومت و سرافرازى را بر صحیفه درخشان ایران اسلامى ثبت کنند. 
 
بی ‏شک سال‏ ها محرومیت این سر و قامتان تاریخ باعث شد که آنان امروز بیش از هر فرد دیگرى در مسیر سبز موفقیت گام بردارند و الگو، اسوه و افتخار میهن خویش باشند. 
 
مقام معظم رهبری نیز درباره آزادگان می فرمایند (۴): 
 
« … یكی از چیزهایی كه شما را، دل هایتان را زنده نگه می داشت، پرامید نگه می داشت، یاد آن چهره و روحیه پر صلابت امام عزیزمان بود. آن بزرگوار هم خیلی به یاد اسرا بودند. حال پدری را كه فرزندانش به این شكل از او دور شده باشند، راحت می شود فهمید.» 
 
« مسأله اسارت طولانی این ملت به نوبه خود امتحان دیگری بود كه ملت ما با موفقیت آن را به انجام رسانده و اسرای ما همانند ملت ایران از خود آزاد مردی نشان دادند و سرانجام با موفقیت و سرافرازی به وطن بازگشتند… . 
 
… شما در دوران اسارت ، شرایط سختی را گذراندید ، اما در عین حال با حفظ دین و اعتقادات و دلبستگی خود به اسلام، امام و انقلاب موجب افتخار و آبرومندی ملت خود در برابر دشمن شدید.»
 
و امروز یادآور بازگشت غرورآفرین مردان و زنان آزاده‏اى است که پس از تحمل سال‏ ها شکنجه و دورى از عزیزان خویش، به وطن بازگشتند و به انتظار میلیون‏ ها ایرانى پایان دادند.
 
در این روز، شکیبایى مادران، پدران، همسران و فرزندان این آزادمردان به بار نشست و سال‏ هاى نگرانى و شوق دیدار به پایان رسید و وعده الهى تحقق یافت: «و بشر الصابرین»
 
نه تنها استقامت آزادگان در اردوگاه‏ هاى دژخیمانه رژیم بعث، بلکه صبر و پایدارى خانواده‏ هاى این عزیزان ستودنى است. 

   نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۴/۰۵/۲۶  توسط مصطفی کریمی 



موضوع:

روزی پیرمردی فقیر و گرسنه، نزد پیامبر اکرم (ص) آمد و درخواست کمک کرد. پیامبر فرمود: اکنون چیزی ندارم ولی «راهنمای خیر چون انجام دهنده آن است»، پس او را به منزل حضرت فاطمه (س) راهنمایی کرد.پیرمرد به سمت خانه حضرت زهرا (س) رفت و از ایشان کمک خواست. حضرت زهرا (س) فرمود: ما نیز اکنون در خانه چیزی نداریم. اما گردن ‏بندی را که دختر حمزه بن عبدالمطّلب به او هدیه کرده بود از گردن باز کرد و به پیرمرد فقیر داد. مرد فقیر، گردن ‏بند را گرفت و به مسجد آمد.

پیامبر (ص) هنوز در میان اصحاب نشسته بود که پیرمرد عرض کرد: ای پیامبرخدا (ص)، فاطمه (س) این گردن بند را به من احسان نمود تا آن را بفروشم و به مصرف نیازمندی خودم برسانم. پیامبر (ص) گریست. عمّار یاسر با اجازه پیامبر (ص) گردن بند را از پیرمرد خرید.

عمار پس از خرید گردن بند، گردن بند را به غلام خود داد و گفت: این را به رسول خدا (ص) تقدیم کن، خودت را هم به او بخشیدم. پیامبر (ص) نیز غلام و گردن بند را به حضرت فاطمه بخشید. غلام نزد فاطمه (س) آمد و آن حضرت گردن بند را گرفت و به غلام فرمود: من تو را در راه خدا آزاد کردم. غلام خندید.حضرت فاطمه (س) راز این خنده‌ را پرسید. غلام پاسخ داد: ای دختر پیامبر (ص) برکت این گردن بند مرا به شادی آورد، چون گرسنه‌ای را سیر کرد، برهنه‌ای را پوشاند، فقیری را غنی نمود، پیاده‌ای را سوار نمود، بنده‌ای را آزاد کرد و عاقبت هم به سوی صاحب خود بازگشت.


   نوشته شده در جمعه ۱۳۹۴/۰۵/۰۲  توسط مصطفی کریمی 




   نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۴/۰۴/۱۴  توسط مصطفی کریمی 




   نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۴/۰۴/۰۸  توسط مصطفی کریمی 




   نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۴/۰۱/۲۰  توسط مصطفی کریمی 



آخرين مطالب



مقام معظم رهبري

درباره ما ...
 
 
 
 
نويسندگان